تبليغاتX
لبخند سیمرغ

لبخند سیمرغ

دنیای عجیبی ست! اینجا حتی لبخند را هم می زنند...

مشکل قانون یا قانون مشکل..!

قانون نانوشته زندگی:

این یه مشکله که فقط خودت باید حلش کنی...!
+ نوشته شده در  90/08/27ساعت 20:4  توسط Mohadeseh  | 

گاهی فکر می کنم ...

کاش زندگی یه پروژه برنامه نویسی بود

با یک کلید"Error" هاش رو پیدا می کردیم و

بعد حلش می کردیم...........
+ نوشته شده در  90/08/21ساعت 20:53  توسط Mohadeseh  | 

از هرچی که ترسیدم عینا" به سرم اومد...

می گویند:

مشکلات آدم را پخته می کند, می سازد...

اما

من می گویم:

مشکلات که از یک حدی بگذرد, انسان را از مرحله پختگی به مرحله له شدگی می رساند...!


دنياي بدي شده...حتي آسمان هم براي باريدن دو دل است...

+ نوشته شده در  90/08/14ساعت 22:0  توسط Mohadeseh  | 

آه خدای من!

خدایا!

یا ناامیدم کن یا امیدوار!

من از این امیدهای کوتاه بیشتر از ناامیدی میترسم...!


گاهی تصمیم می گیرم  

بشکنم

آنها را که شکستنم

اما

دیری نمی گذرد که کم می آورم

آخر روحیه ام با شکستن سازگار نیست .....!

"Mohadeseh"


برای کسی که می گوید صدایش گرفته, سرش سنگینه و آب ریزش


بینی دارد، هی نسخه نپیچید؛ شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد ...!

از "جملات به یاد ماندنی"

+ نوشته شده در  90/07/24ساعت 0:4  توسط Mohadeseh  | 

فرق ها!

1-چقدر فرقه بین وقتی که "آی خدا" می گیم و به آنی جواب می گیریم ,

با وقتی که فریاد می زنیم و گریه می کنیم و بی جواب می مونیم.....؟

-نکته:نمی دونستم جلوی این جمله علامت سوال بذارم یا نقطه! اصلا" نمی دونم میشه این جمله سوالی هم باشه!

این بغض رو هــم قورت میدم به ســـلامــتیه هــمه ی بُــغض هایی که بی صــدا رفتند...

"Mohadeseh"

+ نوشته شده در  90/07/16ساعت 23:21  توسط Mohadeseh  | 

مقصر کیست؟!

به دنبال پیدا کردن مقصر اونقدر "حق" رو به دیگران دادم که "چیزی" برای خودم نموند!

"Mohadeseh"

-میشه اینطوری هم گفت:

به دنبال پیدا کردن مقصر اونقدر حق رو به دیگران دادم که به ناحق خودم رو محکوم کردم!

***

زخمی عمیق بر پهلویم است,روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همگان گمان می کنند که من مستم و می رقصم!


فیس بوکانه:

وای عجب شهری، عجب آدم کشی

پـــ نه پـــ ماییم و صدها دلخوشی...

                                                 پســرانش جملگی فاســد شدند

                                                 پـــ نه پـــ در راه حق وارد شدند...

دختــران اینجا دمـا دم عاشـــق انــــد

پـــ نه پـــ در پی درس و کوشش اند...

                                                 پــهلوانــان وطــن را می کــُـشنــد

                                                 پـــ نه پـــ حلوا و حلوا می کننـد...

مجرم و دزد و فــــراری گشتــه ایـــم

پـــ نه پـــ با حوریان بنشسته ایم...

-از اونجایی که جملات طنز پـَــ نه پـــَـ چند وقتیه معروف شده گفتم این دفعه از فیس بوک این شعر رو بذارم!

پــــَ  نه پـــــَ !!!!!(کلیک کنید جدیده!)

+ نوشته شده در  90/07/08ساعت 19:18  توسط Mohadeseh  | 

"شهری" که یه "ور" شد!

گاهی وقتها اونقدر عرصه بهتـــ تنگـــ میشه که می گی:

خدایا...بی خیالـ آرزوهامــ...هرکاریـ خواستیـ بکنــ...!

"Mohadeseh"


فیس بوکانه:

*شهریور همـــــ رفتـــ ...ماهـ انتظار بارانــ و کوچهـ هایــ شلوغــ , ماهــ کتابـــ هایــ نویــ منگنهــ شدهــ و بویــ کاغذ رنگیــ دفتر هایـــ جدید! اِیـــ بهترینـــ ماهـــ تابستانـــــــــ....خُدا حافظــــ!

*پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده!
کاش همه انسانها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن...

+ نوشته شده در  90/07/01ساعت 13:3  توسط Mohadeseh  | 

من مرده ام...

 من خودکشی کرده ام .....نه اینکه  با تیغی  رگم را زده باشم و نه اینکه کلی قرص بالا انداخته باشم...نه ...

من هر بار خودم را می کشم وقتی روحم را له می کنند و من نظاره گرم...من

 هربار می میرم وقتی نمی توانم از خودم دفاع کنم ....من مرده ام وقتی خودم اجازه می دم با تمام وجود له ام کنن...

"Mohadeseh"


فیس بوکانه:

*بچه بودم بستنی مو گاز می زدن قیامت به پا می کردم،،،چه بیهودانه بزرگ شدم الان روحمو گاز می زنن فقط سکوت می کنم...

*مشکلات وقتی که از حد بگذره بجاي گريه ،خندت ميگيره ...

مهدی ایرانی

توضیح:تووی فیس بوکانه جملات زیبایی رو می نویسم که از فیس بوک پیدا کردم و خوشم اومده...


پیشنهاد روز:

تصویر بسیار زیبا از خانه کعبه

+ نوشته شده در  90/06/25ساعت 20:37  توسط Mohadeseh  | 

نمیشکنم. تنها ، گاهی ، مچاله می شوم....

اشتباه من این بود

هر جا رنجیدم

لبخند زدم . . .

فکر کردند درد ندارد ،

سنگین تر زدند ضربه ها را ...!!!


خیلی چیزها رو می خواستم اینجا بنویسم ولی......

به جاش همین چند تا نقطه.... کافیه


نکته: امروز تولدمه...حساس نشین این فقط یه تولده... آتیش بازی هم راه نندازین!!

+ نوشته شده در  90/06/22ساعت 0:49  توسط Mohadeseh  | 

...

دریغ و درد که شرمنده ایم

شرمنده

که هست فرصت آواز و نیست خواننده...

"سهراب سپهری"


بوی پاییز میدهد

تابستانِ اين‌روزها

انگار كه شهريور عاشق شده باشد...

+ نوشته شده در  90/06/11ساعت 12:10  توسط Mohadeseh  |